محمدتقى نورى

428

اشرف التواريخ ( فارسي )

همه احمال ثقالتى داشت و ضبط آن‌همه اثقال متعذّر بود ، اكثر احمال ثقيله « 1 » را در همان‌جا به قيمت نازل ( 173 الف ) و بهاى فرود فروختند و كيسه‌هاى « 2 » مملوّ از سيم و زر در بر و كمر اندوختند . با اين‌همه اولجاى و يغما كه كوه و صحرا محشو و مالامال بود و تمام اردو در نظر بيننده از اسب و شتر و گاو و گوسفند و غيره درياى موّاج مىنمود ، همت آسمان نهمت و طبع باذل ابر خاصيت شاهزادهء و الا همّم مقتضى آن گرديد كه جميع غنايم را من حيث المجموع به تمامى غازيان نصرت‌نشان از سردار صاحب مكنت تا تابين احتياجمند ، « 3 » على قدر مراتبهم ، به سويّت قسمت نموده « 4 » حوزهء عشر سلطانى كه بر خسروان صاحب اقبال چون شير مادر حلال است نيز به قدرى كه در حوزهء تصرف كارپردازان شوكت و الا درآمد بر طبقات خدم و فدويان حشم درخور رتبه و مرتبه عنايت داشتند . زهى كف جواد و طبع راد كه چشم نياز بر آن‌همه كالاى نفيسه و متاع گرانبهاى مرغوبهء عربيّه پوشيد و ازين‌گونه بخشش و بذل كه البته از دو كرور بيش‌تر مىنمود تمامى « 5 » آن را بر وضيع و شريف لشكريان قسمت فرمود و دست آز اصلا بدان نيالود . از گذشت چنان و احسان چنين كه كارنامهء سلاطين وافر احسان و خجلت‌افزاى روح هزار قاآن تواند بود جام تمتع پياپى نوشيد . شعر چنين كنند بزرگان چه كرد بايد كار * چنين نمايد شمشير خسروان آثار پس ازين مقدّمات برحسب تمنّاى والى هرات و استدعاى امراى صداقت سمات راى جهان‌آراى اشرف متعلق به انجاح مطالب و اسعاف مآرب فيروز ميرزا قدغن بليغ و تأكيد اكيد شد كه باد صبا اوراق شكوفه در صحن انجمن بىحكم و فرمان خسرو ربيع نپاشد و خار دل‌آزار بىامر همايون خديو بهار روى گل نخراشد ، و الّا بلبل را به تهمت عشق غنچه بگيرند و نسيم را به پرده‌درى بنات نبات و اطفال رياحين و شواهد بوستان در زنجير كشند . هرات را بحذافيرها بر فيروز ميرزا و صناديد افغان منّت نهاد و ابواب لطف و احسان و برّ و امتنان بر

--> ( 1 ) . مج : ثقيل . ( 2 ) . متن : كيسهاى . ( 3 ) . مج : محتاجمند . ( 4 ) . مج : سويت و قسمت فرموده . ( 5 ) . مج : تمام .